funny weblogܓܨܓܨ
all of the best things that you like is here
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره .... به کسی توجه نمی کنه ... می باره و می باره و ... آنقدر می باره که آبی شه ، آفتابی شه !!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... کاش می شد وقتی دلت میگیره آنقدر بباری که بالاخره آفتابی شی... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده.... امواج زندگی را بپذیر ، حتی اگر گاهی تورا به عمق دریا ببرند. آن ماهی آسوده که همیشه بر سطح آبها میبینی مرده است. ایستادگی کن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند. اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت . . . می خواهم فریاد بزنم … میخواهم بنویسم ،می خواهم بگویم .... نمی دانم چرا کسی صدای فریادم را نمی شنود .. چرا بغض در گلویم خاموش شده... ؟ نمی دانم از چه بگویم از کجا بگویم و به که بگویم ؟ از برای چه، به کسی باید بگویم ...؟ مگر مهم است کسی بداند در دل من چه می گذرد ؟ نمی دانم هیچ نمی دانم ؟ به درختان جنگل گفتم شما با اين عظمت چرا از تكه آهني به نام تبر ميرنجيد. گفتند.... رنج ما از تبر نيست از دسته ي آن است كه از جنس خود ماست. ستايش خداوندي را سزاست كه از اسرار نهان ها آگاه است ، و نشانه هاي آشكاري در سراسر هستي بر وجود او شهادت ميدهند، هرگز برابر چشم بينندگان ظاهر نميگردد. نه چشم كسي كه او را نديده مي تواند انكارش كند و نه قلبي كه او را شناخت مي تواند مشاهده اش نمايد. در والايي و برتري از همه پيشي گرفته... پس، از او برتر چيزي نيست و آنچنان به مخلوقات نزديك است كه از او نزديك تر چيزي نمي تواند باشد. مرتبه ي بلند او را از پديده هايش دور نساخته و نزديكي او با پديده ها ، او را مساوي چيزي قرار نداده است. عقل ها را بر حقيقت ذات خود آگاه نساخته ، اما از معرفت و شناسايي خود باز نداشته است. پس اوست كه همه ي نشانه هاي هستي بر وجود او گواهي ميدهند و دلهاي منكران را بر اقرار به وجودش واداشته است، خدايي كه برتر از گفتار تشبيه كنندگان و پندار منكران است...
خدایا آخر این چه رسمی است؟؟؟؟؟؟؟ عجب از آدمی، که نشانههایت را میبیند و انکارت میکند ؛
مهم نيست قفل ها دست چه کساني است ، باران یعنی نقطه چین تا خدا... ودر رقص دعا ، قلبت مثال بيد ميلرزد دعايم كن كه من محتاج محتاجم . اینا تقدیم به تویی که می دونم قدر زندگیتو میدونی. مرگ حرفی نزد... دوباره گفت:من باآمدن خنده می آورم وتوگریه،من بابودنم زندگی می بخشم وتونیستی. مرگ ساکت بود... زندگی گفت:رابطه ی منوتوچه احمقانه است!!!!زنده کجا،گورکجا؟دخمه کجا،نورکجا؟غصه کجا،سورکجا؟ امامرگ تنهاگوش میداد... زندگی فریادزد:دیوانه،لااقل بگوچرامحکوم به مرگم؟ مرگ آرام گفت:تابفهمی که توودیوانگی وعشق وحسرت چه بیهوده اید. یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند . یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند . * یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم. * که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد . * یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم . * چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد . چقدر عجیبه که تا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه اونقدر دلتنگم برای نوازش بدون اینک گریه کنم. چقدر عجیبه که بی بهانه کسی هیچوقت برات هدیه نمی خره. چقدر عجیبه که تا وقتی فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده،به طرفم برگرد فریادم رو در درونم خفه کردم. چقدر عجیبه که تا وقتی بچه نباشی کسی برات قصه نمی گه. چه قدر عجیبه تا وقتی بزرگ نشی کسی یه قصه ات گوش نمی ده. چقدر عجیبه که تا وقتی قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد. چه قدر عجیبه تا وقتی نمردی کسی تو رو نمی بخشه........ مردی مقابل گل فروشی ايستاد. او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر ديگری بود سفارش دهد تا برايش پست شود . وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را ديد که در کنار درب نشسته بود و گريه می کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد : دختر خوب چرا گريه می کنی ؟ دختر گفت : می خواستم برای مادرم يک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد لبخندی زد و گفت :با من بيا٬ من برای تو يک دسته گل خيلی قشنگ میخرم تا آن را به مادرت بدهی. وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضايت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم ؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نيست! مرد ديگر نمی توانست چيزی بگويد٬ بغض گلويش را گرفت و دلش شکست. طاقت نياورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کيلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هديه بدهد. تاحالا فکرکردی اگه ۱ثانیه نباشه چه حالی میشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شکسپیر می گويد: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن.
اگر دبير رياضي بودم ثابت ميکردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکزقلبم ميگذرداگردبيرشيمي بودم نام تو را در قلبم پخش ميکردم تا محلول با محبت شود اگردبيرديني بودم ميدانستم بعدازخداتورا ميپرستم اگر دبير جغرافي بودم ميدانستم خوش آب وهوا ترين جا آغوش گرم توست .........مادر....... در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی.... 


/New%20Folder/تصاویر%20زیباساز%20وب,خوش%20آمدید_files/11.gif)







مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
اتم را شکافته ايم اما ... از درون خويش بي خبريم
مهم نيست چه مدرکى داريد مهم اين است که چه درکى داريد . . .
زنده بودن را به بيداري بگذرانيم که سالها به اجبار خواهيم خفت
گوش دادن يک هنر است. بهجاي ناليدن، گوش دادن را ياد بگيريد. گاهي عشق به آرامي درميزند و شما نميشنويد.
هيچ وقت به کوچه بن بست ناسزا نگو,رنج بن بست بودن براي کوچه کافيست.


===================
سرم را روی شانه ات بگذار
تا همه بدانند " همه چیز زیر سر من است "
====================
خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست!
لحن بعضی ها زمستونیه!
=====================
چـه اشـتـبـاه بـزرگـی سـت . . .
تـلـخ کـردن زنـدگـیـمـان . . .
بـرای کـسـی کـه در دوری مـا . . .
شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سـپـری مـی کند.....
======================
هر آهنگی که گوش میدهم
به هر زبانی که باشد
بغضم را میشکند...
نمی دانم...
بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است...!!!
=====================
کاغذ سفيد را هر چه قدر هم که تميز و زيبا باشد کسي قاب نمي گيرد ، براي ماندگاري در ذهن ها بايد حرفي براي گفتن داشت
گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد.بیچاره 2 بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نماشد... ولی ما هنوز صادق ترینیم
کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني
هر کس بد ما به خلق گوید ما دیده به بد نمی خراشیم ما نیکی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم
منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: "اين دنياي منه"
هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ رسیدی که روش یه قفل بزرگ بود نترس و نا امید نشو!!! چون اگه قرار بود باز نشه جاش یه دیوار میذاشتن
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ايم از ما نرنجند
هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد
هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند
آدمها چه راحت با جابجايي يک نقطه از خدا جدا ميشوند
زندگی همچون چهار فصل است . پس پر توقعی است که بخواهیم همیشه بهار باشد و شکوفه ها هم شکوفا
بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که .خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است .بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است
برای انسان های بزرگ بن بست وجود ندارد.چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
هرگز از کسي که هميشه با من موافق بود چيزي ياد نگرفتم
آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهی شد که امروز بدان فکر می کنی
هيچوقت نمیتوانيد با مشت گره کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید، تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد
با تخیلات می توان تا اوج آسمانها پرواز کرد ,اما نمی توان چیزی به دست آورد
شيشه ها شکستنيست زندگي گذشتنيست اين فقط محبت است که هميشه ماندنيست
سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی
مشكل اساسی دنیای امروز اینست كه افراد نادان لبریز از اطمینان و اعتماد به نفس و افراد هوشمند پر از شك و تردید هستند
نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهيم
نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد




و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی . . .





دریا باش.. تاآنکه شایستگی دارد از با تو بودن لذت ببرد و آنکه شایستگی ندارد در تو غرق شود...


مادر........ ![]()
بگویم و بدانـے ...!
یا ...
نگویم و بدانـے..!
فاصله دورت نمی کند ...!!!
در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!
جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد.:
دلــــــــــــــم.....!!! 
| Design:♀ali-hadis♂ |










.gif)

















